وقتي ديگه تورو دارم نياز به هيچي ندارم
نه آب ميخوام نه شبچراغ نه عطر گلهاي تو باغ
وقتي تورو دارم ديگه نفس ميشي براي من
توي هواي خوش تو اكسيژن هم من نميخوام
وقتي نگاه من تويي وقتي صداي من تويي
وقتي كه مي شه بخونم با تو ترانه ام تويي
غزل ميخوام براي چي ! قصيده رو ميخوام چيكار!
وقتي كه پيش من تويي تكيه به پشت من تويي
غربت آواز نميخوام
بيا منو زنده بكن ، بعد خدا بنده بكن ، شادي گرون مياد بدست
با خنده هات ارزوني كن
به ماه مي گم كه درنياد غصه هامم ميرن سفر
تا تو كنار من باشي و غيره ها هميشه پر
لطافت برگ گلي خواب ظريف گل ناز
بمون كنار من تو اي هميشگي خاطره ساز
نوشته شده توسط آزیتا در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 15:18 |
لینک ثابت |